پیداترین پنهان ...

سر تا به پا دردیم ، ای درمان کجایی؟


ای بر تنِ ما ناامیدان جان ، کجایی؟


کم‌کم غروبِ جمعه دارد می رود از دست


آخر بگو پیدا ترین پنهان کجایی؟



اللهم عجل لولیک الفرج



[ 1397/12/10 ] [ 04:26 ب.ظ ] [ سیدِ غریب ... ]

جمعه کجاست ...

جمعه کجاست ؟ محملِ چشم انتظارها


روزِ قرارِ عاشقیِ بی قرارها


هر جمعه طرحِ آمدنت را کشیده ام


تنگِ غروب با همه نقش و نگارها



اللهم عجل لولیک الفرج



[ 1397/12/3 ] [ 06:04 ب.ظ ] [ سیدِ غریب ... ]

ای دوست ...

چراغِ جمعه را روشن کن ای دوست


کویرِ جمعه را گلشن کن ای دوست


نمی آید به تو این رختِ غیبت


بیا و رختِ نو بر تن کن ای دوست



اللهم عجل لولیک الفرج



[ 1397/11/26 ] [ 05:07 ب.ظ ] [ سیدِ غریب ... ]

پوشیده ای ...

روی خود را از همه ، آقای ما پوشیده ای


در عزای مادرت رختِ عزا پوشیده ای


در شبِ دفنت علی فهمیده تازه این سه ماه


روی خود را از علی ، زهرا چرا پوشیده ای



اللهم عجل لولیک الفرج



[ 1397/11/19 ] [ 04:07 ب.ظ ] [ سیدِ غریب ... ]

جمعه ها ...

در غربتِ غروبِ غم انگیزِ جمعه ها


از تو پر است سینه ی لبریزِ جمعه ها


تا تو نیایی ای گلِ زهرا همیشگی است


دلخون شدن به خنجرِ خونریز جمعه ها



اللهم عجل لولیک الفرج



[ 1397/11/12 ] [ 05:17 ب.ظ ] [ سیدِ غریب ... ]