ماهِ مهمانی ...

ماهِ مهمانی ایزد به خود آورد مرا


بیش از پیش گرفتارِ رخت کرد مرا


طعنه مردمِ صد رنگ که حزب بادند


نکند کاش گلِ فاطمه دلسرد مرا



اللهم عجل لولیک الفرج



[ 1398/02/20 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ سیدِ غریب ... ]

مسافرِ صحرا ...

به دیده نیست امیدی برای دیدارت


دو چشمِ غرقِ گناهم کجا و رخسارت


دعای من که به جایی نمی رسد اما


الا مسافرِ صحرا خدا نگهدارت



اللهم عجل لولیک الفرج



[ 1398/02/13 ] [ 04:37 ب.ظ ] [ سیدِ غریب ... ]

منتظرهای شما ...

شهرِ بی حجب و حیا هر چند عریان تر شده


جای خالیِ شما در آن نمایان تر شده


منتظرهای شما در این به ظاهر بی کسی


هر غروبِ جمعه آقاجان فراوان تر شده



اللهم عجل لولیک الفرج



[ 1398/02/6 ] [ 07:10 ب.ظ ] [ سیدِ غریب ... ]

هنوز ...

شعبان به نیمه می رسد و پرده ها هنوز


افتاده اند بینِ تو و چشمِ ما هنوز


دارد غروبِ جمعه هم از راه می رسد


در جستجوی ردِّ شما این گدا هنوز ...



اللهم عجل لولیک الفرج



[ 1398/01/30 ] [ 06:18 ب.ظ ] [ سیدِ غریب ... ]

من یک سپاهی ام ...

با اینهمه گناه ، با رو سیاهی ام


در انقلابِ تو ، من یک سپاهی ام


یا ایها العزیز ، راهم بده که من


دنبالِ ردِّ تو ، در راه ، راهی ام



اللهم عجل لولیک الفرج



[ 1398/01/23 ] [ 01:49 ب.ظ ] [ سیدِ غریب ... ]